ماشین دولبه

SCROLL

ماشین دولبه: رژیم اسلامی در ایران ، دزدی آرمان فلسطین، و کشتار ژانویه ۲۰۲۶


مقدمه: تناقضی که دیگر نمی‌توان نادیده گرفت

در هشتم و نهم ژانویه ۲۰۲۶، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران در ظرف ۴۸ ساعت تا ۵۰ هزار نفر از شهروندان خود را در خیابان‌ها به قتل رساندند — چنان حجمی از کشتار که ذخایر کیسه جسد تمام شد و کامیون‌های تریلی جای آمبولانس‌ها را گرفتند[^22]. سازمان دیده‌بان حقوق بشر این واقعه را «بی‌سابقه» در تاریخ ایران خواند و گفت «حاکمانی که مردم خود را قتل‌عام می‌کنند تا پاسخگو نشوند، به ارتکاب جنایت ادامه خواهند داد»[^20]. عفو بین‌الملل آن را «مرگبارترین دوره سرکوب در دهه‌ها تحقیق» توصیف کرد[^23].

اما همین رژیم، همزمان خود را «مدافع فلسطین» و «صدای مظلومان جهان» معرفی می‌کند. این مقاله بر آن است تا با تکیه بر شواهد تاریخی و تحلیلی از سه اثر کلیدی — موج سیاه اثر کیم غطاس، پیشقراولان امام اثر افشون استوار، و فرستاده اثر زلمی خلیل‌زاد — و همچنین داده‌های موثق بین‌المللی، نشان دهد که جمهوری اسلامی نه بخشی از راه‌حل فلسطین، بلکه خودِ «مسئله» و یکی از موانع اصلی تحقق عدالت است.


بخش اول: لنز ابزارانگاری — فلسطین به‌مثابه «کالای سیاسی»

۱.۱ خمینی و «دزدیدن» آرمان فلسطین

کیم غطاس در موج سیاه روایت تکان‌دهنده‌ای از نحوه تصاحب آرمان فلسطین توسط خمینی ارائه می‌دهد. وقتی یاسر عرفات به عنوان اولین رهبر خارجی پس از انقلاب وارد تهران شد، خمینی دست او را گرفت و اعلام کرد که «آرمان فلسطین را پانزده سال در قلبش حمل کرده»[^1]. شعار جمعیت «امروز ایران، فردا فلسطین» بود و سفارت اسرائیل به «سفارت سازمان آزادی‌بخش فلسطین» تبدیل شد[^1].

اما غطاس پرده از واقعیت پشت این نمایش برمی‌دارد. خمینی یک محاسبه سیاسی دقیق انجام داده بود: «چسبیدن به مسئله‌ای که می‌توانست هویت فارسی و شیعی‌اش را جبران کند و با برداشتن پرچم آرمان اعراب سنی، خود را رهبر جهان اسلام جا بزند»[^1]. به عبارت دیگر، فلسطین برای خمینی نه یک «هدف ملی» بلکه یک ابزار ژئوپلیتیک بود — کالایی سیاسی برای رقابت با عربستان سعودی بر سر رهبری جهان اسلام.

۱.۲ «روز قدس»: نوآوری تبلیغاتی، نه آرمان واقعی

غطاس فاش می‌کند که ایده «روز قدس» توسط ابراهیم یزدی — معاون نخست‌وزیر وقت و یک سیاستمدار سکولار — ابداع شد، اما خمینی آن را از آنِ خود کرد[^1]. این مراسم سالانه که صدها هزار ایرانی را به خیابان‌ها می‌آورد، در واقع مکانیزمی برای تجدید اعتبار رژیم بود — نه اقدامی عملی برای فلسطینی‌ها. غطاس می‌نویسد که «این آیین اعتراضی که شامل آتش زدن پرچم و شعار مرگ بر اسرائیل بود، هرگز واقعاً خارج از ایران ریشه نگرفت»[^1].

۱.۳ فلسطینی‌ها و سرخوردگی از ایران

روایت غطاس نشان می‌دهد که خود فلسطینی‌ها بسیار زود از ایران سرخورده شدند. پیش از پایان سال ۱۹۷۹، فلسطینی‌ها ایرانی‌ها را «آدم‌های دیوانه واقعی» (real nut cases) توصیف کردند[^1]. دلیل؟ ایرانی‌ها نماز نمی‌خواندند (از نگاه نیروهای انقلابی ایران درباره فتح)، کراوات می‌زدند، و با زنان رابطه آزاد داشتند. اما غطاس تأکید می‌کند که خمینی اهمیتی نداد — «او آنچه نیاز داشت، داشت»[^1].

خمینی از عرفات خواست که جنبشش را «مقاومت اسلامی» بنامد، اما عرفات — که به اندازه خمینی حیله‌گر بود — قبول نکرد؛ «نمی‌خواست تحت مالکیت کسی باشد»[^1]. این تنش ذاتی هرگز حل نشد. خمینی اسلام‌گرایان فلسطینی — مانند حماس — را پرورش داد تا جایگزین ملی‌گرایان سکولار فلسطین کند و از این طریق روایت فلسطین را به سمت خود بکشاند.

۱.۴ اقتصاد سیاسی فلسطین: ۱۰۰ میلیون دلار سالانه برای چه؟

بر اساس برآورد وزارت خارجه آمریکا، ایران سالانه ۱۰۰ میلیون دلار به گروه‌های شبه‌نظامی فلسطینی از جمله حماس پرداخت می‌کرد[^29]. اما تحلیل‌گران تأکید دارند که «فلسطینی‌ها مهره شده‌اند، به‌ویژه توسط جمهوری اسلامی ایران» و «وضعیت فلسطینی‌ها ابزاری ژئوپلیتیک در جستجوی گسترده‌تر ایران برای سلطه منطقه‌ای است»[^29].

حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ نمونه کامل این ابزارانگاری بود. این حمله درست زمانی رخ داد که عربستان سعودی نزدیک به توافق عادی‌سازی روابط با اسرائیل بود — توافقی که می‌توانست نفوذ ایران را به شدت تضعیف کند[^32]. حمله ۷ اکتبر «مطلقاً هیچ کاری برای غیرنظامیان غزه یا آرمان فلسطین انجام نداد» اما دقیقاً منافع ژئوپلیتیک ایران را تأمین کرد[^32].


بخش دوم: لنز امنیتِ مرکزمحور — سپاه، نیروی اشغالگر داخلی و منطقه‌ای

۲.۱ نیروی قدس: نامش «قدس» است، مأموریتش همه‌جا غیر از قدس

افشون استوار در پیشقراولان امام شرح می‌دهد که «نیروی قدس — قدس در فارسی و عربی به معنی بیت‌المقدس است — در ابتدا به عنوان واحدی طراحی شده بود که تلاش‌های سپاه علیه اسرائیل را هدایت کند. اما مأموریتش در طول سال‌ها رشد کرد تا تمام عملیات نظامی و مخفی خارجی سپاه را در بر بگیرد»[^2]. به عبارت دیگر، واحدی که اسمش «بیت‌المقدس» بود، در عمل تبدیل شد به ابزار مداخله در عراق، سوریه، لبنان و یمن — همه‌جا به جز فلسطین.

استوار نشان می‌دهد که مأموریت اساسی سپاه «صیانت از انقلاب» است، مفهومی که «وجود تهدید دائمی را مفروض می‌گیرد و یک دشمن همیشگی را ضرورت می‌بخشد»[^2]. این ساختار به این معناست که سپاه برای توجیه موجودیت خود نیاز حیاتی به تداوم تنش دارد — نه حل آن.

۲.۲ «مسیر بیت‌المقدس از کربلا می‌گذرد»: استعاره‌ای که هرگز واقعی نشد

یکی از قدرتمندترین شعارهای دوران جنگ ایران و عراق «مسیر بیت‌المقدس از کربلا می‌گذرد» بود. استوار تحلیل می‌کند که این شعار «کربلا را هم به عنوان مقصد و هم ایستگاهی میان‌راهی در حرکت انقلاب اسلامی علیه امپریالیسم و صهیونیسم» ارائه می‌کرد[^2]. اما در عمل، رویارویی نظامی مستقیم با اسرائیل «پس از جنگ عمدتاً از دستور کار رهبران ایران کنار گذاشته شد»[^2]. بیت‌المقدس همیشه یک استعاره باقی ماند، نه یک هدف عملیاتی.

در عوض، آنچه واقعی بود، حملات موج انسانی بود: نوجوانان ۱۴ ساله‌ای که «قلبشان آنقدر کوچک بود که عملاً در صندلی‌هایشان گم می‌شدند» به جبهه فرستاده شدند[^2]. وقتی از یکی از این نوجوانان پرسیده شد چرا به جبهه می‌رود، پاسخ داد: «چون اسلام در خطر است». سپاه این جوانان را به عنوان «سپر انسانی» خود در جنگ استفاده کرد — دقیقاً همان الگویی که بعداً در لبنان، سوریه و غزه تکرار شد.

۲.۳ عمق استراتژیک: سپر انسانی در مرزهای دیگران

استوار مستند می‌کند که چگونه سپاه شبکه‌ای از نیروهای نیابتی ساخت تا جنگ را دور از مرزهای ایران نگه دارد. حزب‌الله — که آرم رسمی‌اش از روی آرم سپاه الگو گرفته شده[^2] — تبدیل به اصلی‌ترین ابزار بازدارندگی ایران شد: «دارایی مسلحانه‌ای که با دقت از ۱۹۸۲ تسلیح و تأمین مالی شده بود تا دشمنان اسرائیلی و آمریکایی‌اش را به طور غیرمستقیم مهار کند»[^37].

در سوریه، سپاه صدها سرباز فرستاد و شبکه‌ای از شبه‌نظامیان شیعه عراقی، افغان و پاکستانی را بسیج کرد. استوار فاش می‌کند که سپاه «شیعیان کشورهای دیگر را استخدام کرده و برای جنگ در سوریه به آنها پول می‌پرداخت». یک افغان اسیر‌شده ادعا کرد که «از زندان ایران آزاد شده و در ازای موافقت با جنگ در سوریه، ماهیانه ۶۰۰ دلار دریافت می‌کرد»[^2].

۲.۴ فروپاشی «عمق استراتژیک» و بازگشت خشونت به داخل

در پاییز ۲۰۲۴، این استراتژی «دفاع به جلو» فروپاشید. عملیات‌های اسرائیل سیستم ارتباطی حزب‌الله را مختل کرد، حسن نصرالله و رهبران نظامی کلیدی کشته شدند، و حزب‌الله تا ۵۰ درصد توانایی نظامی خود را از دست داد[^37]. «حزب‌الله دیگر نمی‌تواند به عنوان سپر استراتژیک مؤثر برای رژیم ایران عمل کند»[^37]. ایران که سال‌ها جنگ را به مرزهای دیگران برده بود تا مجبور نشود در خیابان‌های تهران با مردم خود بجنگد، اکنون با فروپاشی «عمق استراتژیک»، مجبور شد همان خشونت را به داخل بازگرداند.

در ژانویه ۲۰۲۶، وقتی اعتراضات ناشی از فروپاشی اقتصادی (سقوط ریال) سراسر کشور را فرا گرفت[^24]، سپاه و نیروهای پلیس دقیقاً همان الگوی خشونتی را که سال‌ها در منطقه ترویج کرده بودند، علیه شهروندان خود اِعمال کردند. تیراندازان روی پشت بام‌ها مستقر شدند و آتش گشودند[^23]. «زخم‌های گلوله در سر و سینه» گزارش شد[^20]. فرمانده‌ای سپاه مردم ایران را «بمب اتم ما» نامید[^36].


بخش سوم: لنز بیزنسِ بی‌ثباتی — رژیمی که در بحران تنفس می‌کند

۳.۱ سلیمانی و اقتصاد نفوذ

زلمی خلیل‌زاد در فرستاده تصویر بی‌نظیری از نحوه عملکرد ایران در عراق ارائه می‌دهد. وقتی خلیل‌زاد تلاش کرد دولت وحدت ملی در عراق تشکیل دهد تا شیعیان عراقی بدیلی جز ایران داشته باشند، قاسم سلیمانی — فرمانده نیروی قدس — به طلبانی (رئیس‌جمهور عراق) گفت که «می‌فهمد خلیل‌زاد چه می‌خواهد و اجازه نخواهد داد موفق شود» و «عواقب وخیمی برای عراق و گروه‌های عراقی خواهد داشت اگر با نقشه او همکاری کنند»[^3].

سلیمانی شخصاً درباره خلیل‌زاد گفته بود: «خلیل‌زاد بدترین آدم دنیاست» و «شخصاً می‌خواهد به عراق بیاید و این خلیل‌زاد را بکشد»[^3].

۳.۲ «چنگال» ایران: وابستگی ساختاری

خلیل‌زاد شرح می‌دهد که «ایران بر احزاب اسلامی شیعه چنگال داشت. اگر هر رهبری از خط ایران منحرف می‌شد، تهران او را تنبیه می‌کرد — با قطع پول یا حتی بسیج شبه‌نظامیان علیه او»[^3]. مهم‌تر اینکه «ایران از خشونت رو به رشد در عراق استفاده می‌کرد تا این نکته را به شیعیان عرب ثابت کند که رابطه‌شان با ایران برای بقایشان حیاتی است»[^3].

این مدل — ایجاد بحران، سپس ارائه خود به عنوان تنها راه‌حل — الگوی ثابت رفتار ایران در سراسر منطقه است. ایران هرگز به دنبال «صلح» نبوده، زیرا صلح به معنای پایان نفوذ ایران است.

۳.۳ حمله ۷ اکتبر: نمونه کامل «بیزنس بی‌ثباتی»

حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ در لحظه‌ای دقیق رخ داد: عربستان سعودی در آستانه عادی‌سازی روابط با اسرائیل بود و پروژه کریدور هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) تازه اعلام شده بود[^32]. هر دوی این تحولات «بدون شک علیه بلندپروازی‌های منطقه‌ای دیرینه ایران و دستور کار بی‌ثبات‌سازانه‌اش» بود[^32]. حمله ۷ اکتبر تمام این فرآیندهای صلح را متوقف کرد — و این دقیقاً همان چیزی بود که ایران نیاز داشت.

وقتی بحران غزه شعله‌ور شد، «التهاب احساسات عمومی در بسیاری از کشورهای عرب فشار بر دولت‌های منطقه‌ای وارد آورد»[^32] — فشاری که آنها را از عادی‌سازی با اسرائیل بازداشت و فضا را برای ایران باز کرد. ایران از خون فلسطینی‌ها «اعتبار» خرید.

۳.۴ میز مذاکره اتمی: فلسطین به‌مثابه کارت بازی

ایران از مسئله فلسطین به عنوان اهرمی در مذاکرات هسته‌ای نیز استفاده کرده است. تحلیل‌گران تأکید دارند که توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ «تسهیلات تحریمی ایران را پیش‌بارگذاری کرد و اجازه داد بیشتر زیرساخت‌های هسته‌ای‌اش را حفظ کند»[^35]، در حالی که ایران همزمان «هزاران موشک با برد فزاینده به حماس و جهاد اسلامی در غزه و حدود ۱۰۰ هزار موشک به حزب‌الله ارسال کرد»[^35]. صلح در فلسطین به معنای از دست رفتن یکی از قوی‌ترین کارت‌های مذاکراتی ایران بود.


بخش چهارم: عدالت تقسیم‌ناپذیر — قلب استدلال

۴.۱ پارادوکس اخلاقی اکتیویسم انتخابی

اگر حقوق بشر جهانی است — و باید باشد — پس نمی‌توان «آپارتاید» را در یک جغرافیا محکوم کرد اما «نسل‌کشی سیاسی» هزاران نفر را در جغرافیای دیگر نادیده گرفت. در ژانویه ۲۰۲۶:

  • نیروهای امنیتی ایران «قتل‌عام‌های گسترده» معترضان را اجرا کردند[^20]

  • شمار کشته‌شدگان بر اساس منابع فعالان حقوق بشر به حداقل ۶,۱۲۶ نفر رسید[^24]

  • مقامات ارشد وزارت بهداشت به مجله تایم گفتند که «تا ۳۰ هزار نفر ممکن است تنها در ۸ و ۹ ژانویه کشته شده باشند»[^22]

  • بیش از ۴۱,۸۰۰ نفر بازداشت شدند[^24]

  • اینترنت قطع شد تا «مقیاس واقعی فجایع» پنهان بماند[^20]

هر اکتیویست بین‌المللی که از رژیمی حمایت می‌کند که این فجایع را مرتکب شده — به بهانه اینکه آن رژیم «از فلسطین حمایت می‌کند» — در واقع شریک سکوت در برابر خون هزاران ایرانی است.

۴.۲ دوقطبی‌سازی فضا: نابودی گفتگو

غطاس در موج سیاه مستند می‌کند که چگونه رقابت ایران و عربستان «فضای گفتگو و دموکراسی را در کل منطقه نابود کرده»[^1]. سیاست‌های دوقطبی — اسلام‌گرا در برابر صهیونیست، شیعه در برابر سنی — عملاً طیف وسیع گزینه‌های سیاسی را به «یا با ما، یا علیه ما» تقلیل داده است. استوار نیز تأکید می‌کند که سپاه «تهدیدهای انقلاب را در طیف وسیعی تعریف می‌کند» — از لیبرالیسم و سکولاریسم گرفته تا فساد اخلاقی — تا «دشمن اسلام» را به یک مفهوم همه‌جا حاضر تبدیل کند[^2].

این دوقطبی‌سازی به اکتیویست‌های بین‌المللی نیز سرایت کرده: شما یا باید «ضد اسرائیل» باشید (و بنابراین ایران را تحمل کنید) یا «حامی اسرائیل» (و بنابراین فلسطین را نادیده بگیرید). اما این یک دوراهی کاذب است. می‌توان — و باید — همزمان مخالف اشغال فلسطین و مخالف رژیمی بود که هزاران شهروند خود را قتل‌عام می‌کند.

۴.۳ ایرانیان خود می‌دانند

مردم ایران این ابزارانگاری را سال‌هاست تشخیص داده‌اند. غطاس می‌نویسد که در دسامبر ۲۰۱۷ معترضان ایرانی به خیابان‌ها آمدند چون «توافق هسته‌ای منافع ملموسی برای مردم نداشت، زندگی‌شان بهتر نشده بود، جیب‌شان هنوز خالی بود. اما رژیم همچنان خون و پول در عراق و سوریه خرج می‌کرد»[^1]. شعار معترضان در آن سال — «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» — صریح‌ترین بیان این آگاهی بود.

بیوه یک افسر سپاه که در سوریه توسط داعش سر بریده شد، اعلام کرد «شوهرم سرش را داد تا زنان ایران حجابشان را نگه دارند». غطاس از قول مسیح علی‌نژاد می‌نویسد: «چقدر تناقض‌آمیز که او در کشوری مُرد که زنان مجبور به حجاب نیستند»[^1].


بخش پنجم: ساختارشکنی روایت رژیم — شواهد از سه کتاب

۵.۱ «صدور انقلاب» = صدور خشونت

استوار نشان می‌دهد که سپاه کار خود در لبنان را به چهار دسته تقسیم می‌کرد: (۱) فعالیت فرهنگی و تبلیغ دینی که «صدور انقلاب» نامیده می‌شد، (۲) آموزش نظامی و ایدئولوژیک، (۳) تأمین مالی مقاومت لبنان، و (۴) سربازگیری[^2]. اما نتیجه عملی این «صدور انقلاب» بمب‌گذاری پادگان تفنگداران دریایی آمریکا و فرانسه در ۱۹۸۳ بود که صدها نفر را کشت، بمب‌گذاری سفارت آمریکا در ۱۹۸۴، و سلسله آدم‌ربایی‌ها و ترورهای ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۸[^2].

۵.۲ حزب‌الله: فرزند خلف سپاه، نه نیروی رهایی‌بخش

حزب‌الله نه یک جنبش خودجوش لبنانی، بلکه ساخته و پرداخته سپاه بود. استوار مستند می‌کند که «اسم حزب‌الله توسط خمینی پیشنهاد شد و آرم رسمی آن بر اساس آرم سپاه طراحی شده»[^2]. علی‌اکبر محتشمی‌پور، سفیر ایران در سوریه، نقش اساسی در «گرد هم آوردن مجموعه‌ای از شبه‌نظامیان و روحانیون سطح پایین همفکر در تأسیس مقاومت شیعه طرفدار خمینی» داشت[^2].

۵.۳ سوریه: «ارتش بین‌المللی شیعه» نه دفاع از مظلومان

استوار فاش می‌کند که علی‌رغم اصرار سپاه بر اینکه در یک «جنگ فرقه‌ای» شرکت ندارد، «ائتلاف نیروهای خارجی‌ای که گرد آورده بود تقریباً به طور کامل شیعه بود»[^2]. یک خبرنگار نظامی سپاه ویدئویی از فرمانده واحد ایرانی در حلب ضبط کرد که می‌گوید: «آنهایی که از اسد حمایت می‌کنند شامل رهبر معظم، حسن نصرالله، حزب‌الله لبنان، و مجاهدین عراقی و افغان هستند. آنهایی که از شورشیان حمایت می‌کنند عربستان، قطر و ترکیه با پشتیبانی مالی امارات، آمریکا، بریتانیا و فرانسه هستند». آن فرمانده نتیجه می‌گیرد: «این جنگ کفار علیه اسلام است»[^2]. اما وقتی هم‌سفر ایرانی‌اش درباره مردم محلی توضیح می‌دهد، رفیقش با تمسخر می‌گوید: «هنوز هیچ انسانی اینجا نیست — عرب‌اند!»[^2].


بخش ششم: ژانویه ۲۰۲۶ — لحظه حقیقت

۶.۱ آناتومی یک کشتار

اعتراضات ایران در ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ با فروپاشی ریال آغاز شد و به سرعت سراسری شد[^24]. اما پاسخ رژیم بی‌سابقه بود:

  • ۸-۹ ژانویه ۲۰۲۶: نیروهای امنیتی روی پشت‌بام‌ها مستقر شده و آتش گشودند[^23]. مقامات ارشد وزارت بهداشت به تایم گفتند «آنقدر آدم توسط نیروهای امنیتی کشته شد که توانایی دولت برای مدیریت اجساد تحت‌الشعاع قرار گرفت»[^22].

  • تلویزیون دولتی: رقم رسمی ۳,۱۱۷ کشته (شامل ۲,۴۲۷ غیرنظامی و نیروهای امنیتی)[^21].

  • فعالان حقوق بشر: حداقل ۶,۱۲۶ کشته، شامل ۸۶ کودک و ۴۹ غیرنظامی ناظر[^24].

  • برآورد مقامات وزارت بهداشت: تا ۳۰,۰۰۰ نفر تنها در دو روز[^22].

۶.۲ ماشین سرکوب: همان ابزار، همان منطق

سازمانی که این کشتار را اجرا کرد — سپاه پاسداران و نیروی بسیج — همان سازمانی است که استوار آن را به عنوان «ابزار اجبار» و «نیروی ضد اعتراض» شرح می‌دهد[^2]. همان بسیجی‌هایی که در ۲۰۰۹ جنبش سبز را سرکوب کردند، همان نیروهایی هستند که در ژانویه ۲۰۲۶ هزاران نفر را به قتل رساندند[^23]. خامنه‌ای معترضان را «عناصر ناخواسته و مضر برای جامعه» نامید[^36] — دقیقاً همان زبانی که سپاه سال‌هاست درباره «دشمنان انقلاب» استفاده می‌کند.

و شاید تکان‌دهنده‌ترین جمله: فرماندهی سپاه مردم ایران را «بمب اتم ما» خواند[^36] — فاش‌ترین اعتراف به اینکه شهروندان ایرانی برای این رژیم «سپر انسانی» هستند، نه شهروند.


نتیجه‌گیری تحلیلی: دعوت به همبستگی با مردم، نه با رژیم

شواهد تاریخی و معاصر یک نتیجه‌گیری روشن ارائه می‌دهند: جمهوری اسلامی یک ماشین دولبه است.

  • لبه بیرونی: استفاده از فلسطینی‌ها و لبنانی‌ها به عنوان مهره در بازی ژئوپلیتیک — تأمین مالی و تسلیح گروه‌هایی که نه صلح می‌آورند و نه آزادی، بلکه فقط بی‌ثباتی تولید می‌کنند تا ایران در میز مذاکره دست بالا داشته باشد.

  • لبه داخلی: سرکوب بی‌رحمانه هر صدای مخالف با همان دستگاه نظامی‌ای که ادعای «دفاع از مظلومان» دارد — از کشتار ۱۹۸۸ تا سرکوب ۱۹۹۹، از جنبش سبز ۲۰۰۹ تا «زن، زندگی، آزادی» ۲۰۲۲، و اکنون فاجعه ژانویه ۲۰۲۶.

به اکتیویست‌های بین‌المللی: حمایت از جمهوری اسلامی به بهانه فلسطین، حمایت از رژیمی است که:

  • فلسطین را «دزدیده» تا پشت آن پنهان شود[^1]

  • از مردم غزه و لبنان «سپر» می‌سازد[^2]

  • هر توافق صلحی را تخریب می‌کند چون صلح به معنای پایان نفوذش است[^32]

  • و در ژانویه ۲۰۲۶، هزاران شهروند خود را قتل‌عام کرد[^22][^20]

عدالت تقسیم‌ناپذیر است. اگر آپارتاید نژادی در هر جای جهان محکوم است، نسل‌کشی سیاسی هم باید محکوم باشد — فارغ از اینکه مرتکب آن خود را «ضد امپریالیست» می‌نامد یا نه.

این مقاله دعوتی است به تغییر پارادایم: از «همبستگی با رژیم‌ها» به «همبستگی با مردم». مردم فلسطین و مردم ایران هر دو قربانی همان منطق خشونت‌اند — و رهایی هر دو در گرو شکستن این منطق است.


منابع اصلی: Kim Ghattas, Black Wave (2020); Afshon Ostovar, Vanguard of the Imam (2016); Zalmay Khalilzad, The Envoy (2016); Human Rights Watch; Amnesty International; TIME Magazine; CBC News.


References

  1. OceanofPDF.com_Black_Wave_Saudi_Arabia_Iran_-_Kim_Ghattas.pdf – OceanofPDF.com 2 TODAY TEHRAN, TOMORROW JERUSALEM IRAN 197980 When the demon goes out, within the an…

  1. OceanofPDF.com_Vanguard_of_the_Imam_-_Afshon_Ostovar.pdf – Vanguard of the Imam Vanguard of the Imam Vanguard of the Imam Religion, Politics, and Irans Revolut…

  1. The-envoy-from-Kabul-to-the-White-House-my-journey-Khalilzad-Zalmay-author-WeLib.org.pdf – glorious Saddam served as a constant reminder that Iraq was a full-fledged dictatorship complete wit…

  1. Iran: Growing Evidence of Countrywide Massacres – Iran’s security forces have carried out mass killings of protesters after nationwide protests escala…

  1. Iranian state TV says 3117 people killed in recent protests … – Iranian state TV issued the first official death toll from recent protests, saying 3117 people were …

  1. More Than 30000 Killed in Iran, Say Senior Officials – A slaughter on that scale, in the space of 48 hours, had experts on mass killing groping for compari…

  1. Death toll of Iran protests mounts as families learn of loved … – The last time Ottawa resident Mahnoosh Naseri spoke to her father, he had decided to take to the str…

  1. At least 6159 people killed in Iran’s crackdown on … – Iran’s bloody crackdown on nationwide protests has killed at least 6159 people while many others sti…

  1. Why does Iran help fuel the cycle of Israeli-Palestinian … – Iran has provided $100 million annually to Palestinian militant groups, including Hamas, according t…

  1. Iran: The Real Beneficiary of The Gaza Conflict – Iran has faced criticism and sanctions over the years due to concerns surrounding its nuclear progra…

  1. The Dangerous Regional Implications of the Iran Nuclear … – The poorly structured deal frontloaded Iran’s sanctions relief and allowed it to retain most of its …

  1. Reactions to the 2025–2026 Iranian protests – The demonstrations were met by an internet shutdown and then a brutal crackdown that human rights gr…

  1. The Islamic Republic Under Pressure and on the Brink of … – Hezbollah can no longer serve effectively as a strategic shield for the Iranian regime, and Tehran’s…

 

No Comments

Leave A Comment

FOLLOW US
Dark
Light